اصلاحات روانشناسی پرورشی
به نام خدا
تعاریف برخی اصطلاحات روانشناسی تربیتی
پرورش: جریانی منظم و مستمر که هدف آن هدایت رشد جسمانی و روانی و هدایت رشد همه جانبه شخصیت فرد در جهت فعالیت بشری و هنجارهای جامعه است. education
سبک یادگیری: چگونگی یادگیری یادگیرندگان و در واقع راههای شخصی که افراد در جریان یادگیری ، اطلاعات و مفاهیم را پردازش میکنند. learning style
هدفهای آموزشی: مواردی که انتظار میرود دانشآموز پس از پایان دوره آموزشی قارد به انجام آن باشد. education goals
هدفهای فرایندی :کوششهایی که یادگیرنده برای رسیدن به هدفهای تولیدی انجام میدهد. process
هدفهای تولیدی :کوششهای یادگیرنده برای رسیدن به هدفهای فرایندی ، هدفهای تولیدی را به بار میآورد. product
روش آزمایشی : معتبرترین نوع پژوهش در زمینه آموزش و یادگیری میباشد. experiment
الگوی عمومی آموزش :معرف فعالیتهای اصلی معلم در تدارک و کاربست فعالیتهای آموزشی. General Teaching Model
شناخت: کسب آگاهی و یاد گرفتن. Cognition
فراشناخت: آگاهی از نحوه آگاهی یافتن و یا یادگرفتن یادگیری. metacognition
متغیر پیش بین: متغیری که از روی آن متغیر ملاک را پیشبینی میکنند. predictive
متغیر ملاک :متغیری که مورد پیشبینیها واقع میشود. Criterion
ارزشیابی آغازین: ارزشیابی مورد استفاده پیش از آموزش را گویند. preassment
ارزشیابی تکوینی: ارزشیابی مورد استفاده حین آموزش را گویند. formative evaluation
ارزشیابی تراکمی: ارزشیابی مورد استفاده در پایان آموزش را گویند. summative evalation
هوش : توانایی حل مسئله و پرداختن به مسائل انتزاعی. intelligence
درماندگی آموخته شده: به حالت یادگیرندگانی گفته میشود که کوشش را با یادگیری مرتبط نمیدانند. learned helplessness
سبک یادگیری عاطفیدر برگیرنده شخصیت و ویژگیهای هیجانی یادگیرنده مثل پشتکار ، تنها یا گروهی کار کردن. affective learning style
سبک یادگیری شناختی: در بر گیرنده ادراک ، به خاطر سپاری ، اندیشیدن و حل مسئله از طرف فرد. cognitive learning style
سبک یادگیری فیزیولوژی: در برگیرنده فرد به محیط فیزیک موثر بر یادگیری فرد. physiological learning style
رفتار ورودی : موقعیتی که یادگیرنده در آغاز آموزش قرار دارد، رفتار ورودی او را مشخص میکند. behavior(entering (entry(
تحلیل تکلیف: تعیین مهارتها ، دانشها و اطلاعات سطح پایین که یادگیرنده باید در اختیار داشته باشد، تا به هدف آموزش تازه دست یابد.
task analysis
یادگیری موقعیتی: اعتقاد به اینکه دانش و شناخت وابسته به موقعیت و مقاصد و تکالیفی است که در آنها به کار میرود. situated learning
تکالیف اصیل: منظور موقعیتهای عینی و عملی زندگی است. authentic tasks
نظریه سازندگی : یادگیری اعتقاد به اینکه یادگیرندگان بر اساس تجارب شخصی دانش را میسازند. constructvism
یادگیری معنادار: یادگیری معنادار از راه ایجاد ارتباط بین مطالب تازه و مطالب قبلا آموخته شده ایجاد میشود. meaningful learning
آموزش اکتشافی: در این نوع آموزش دانش آموز وادار میشود تا خودش به کشف و ساختن دانش بپردازد. discovery learning
سرعت ادراکی: سرعت یادگیرندگان به تکالیف شناختی را گویند. cognitive tempo
ساخت : عبارت است از ساختمان ذهن یا اندیشههای فرد. structure
عملیات ذهنی: ساختهای شناختی بالاتر را معمولا عملیات ذهنی گویند. operations
طرحواره: به ساختهای شناختی دوره کودکی طرحواره گفته میشود. schema
حافظه روندی: حافظه مربوط به چگونگی انجام امور به ویژه فعالیتهای فیزیکی و جسمانی را گویند. procedural memory
حافظه معنایی: ذخیره شدن معانی حافظه معانی را تشکیل میدهد. semantic memory
یادگیری : ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار یا توان رفتاری که حاصل تجربه است. learning
توان رفتاری: توان رفتاری حاکی از آن است که یادگیری در یادگیرنده نوعی توانایی ایجاد میکند که تغییر حاصل تغییر در تواناییهای اوست، نه صرفا تغییر در رفتار ظاهری. behavioral potentiality
آموزش : فعالیتی که به آسان سازی یادگیری از سوی معلم منجر میشود. instruction
سنجش: وقتی در اندازه گیری به جای آزمودن یا علاوه بر آن از وسایل دیگری استفاده شود به آن سنجش گویند. assessment
ارزشیابی هنجاری: ارزشیابی که ملاک آن نوعی هنجار گروهی و نسبی است نه ملاک مطلق از پیش تعیین شده. mormative evalution
کارآموزی :گسترش نگرش ، دانش ، مهارت و الگوی رفتاری مورد نیاز برای انجام مناسب یک تکلیف یا شغل معین. training
تقویت کننده نخستین: تقویت کننده مثبتی که نیازهای فیزیولوژیک را برطرف میکند و ذاتا اثر تقویتی دارد. primary reinforcer
تقویت کننده شرطی: تقویت کنندهای که ذاتا اثر تقویت کنندگی ندارند، بلکه در اثر مجاورت با تقویت کنندههای نخستین خاصیت تقویتی پیدا میکند.
conditioned reinforice
تقویت کننده اجتماعی: تقویت کنندهای که بوسیله دیگران و در یک موقعیت اجتماعی به فرد داده میشود. social reinforcer
*****راهنمايي هايي به معلمان در استفاده از نظريه ي فراشناخت (یادگیری یادگیری)****
n به دانش آموزان كمك كنيد تا نكات مهم را از نكات غير مهم جدا كنند و بر مطالب با اهميت تأكيد بورزند
n به دانش آموزان كمك كنيد تا اطلاعات جديد را با آنچه از قبل مي دانند ارتباط دهند
n فرصت تكرار و مرور اطلاعات را به دانش آموزان بدهيد
n موضوعات درسي را به طور سازمان يافته و روشن ارائه دهيد
n بر معني مطالب تأكيد كنيد نه بر حفظ طوطي وار آنها
n پيش از آغاز درس با يك سؤال درس خود را شروع كنيد تا كنجكاوي دانش آموزان را برانگيزيد.
n تحرك داشته باشيد، از حركات سر ودست خود استفاده كنيد، از يكنواخت صحبت كردن بپرهيزيد.
n با نزديك شدن به دانش آموزي كه در ضمن تدريس شما حواسش پرت شد، توجه او را به خود جلب كنيد. نام او را صدا بزنيد، و در صورت امكان سؤال ساده اي كه بتواند جوابش را بدهد از او بپرسيد.
n هدف درس را به دانش آموزان بگوييد . فايده و اهميت درس را براي آنها توضيح دهيد.
n از دانش آموزان بپرسيد تا بگويند چرا يادگيري مطالب درس براي آنها مفيد است.
n توجه دانش آموزان را به مطالب درسي جلب كنيد
n از طريق پرسيدن سؤالهايي نظير " اگر... چه اتفاقي مي افتد؟ " كنجكاوي دانش آموزان را تحريك كنيد.
n از امور غير مترقبه استفاده كنيد( مثلاً معلم پيش از تدريس درسي درباره ي فشار هوا مي تواند با زياد باد كردن يك بادكنك باعث تركيدن آن بشود).
n شرايط فيزيكي را با تغيير دادن وضع صندلي ها يا از راه هاي ديگر تغيير دهيد.
n كانال هاي گيرنده ي حسي را از طريق تدريس دروسي كه نياز به لمس كردن ، بوييدن ، يا چشيدن دارند تغيير دهيد.
n تحرك ، حركات بدني ، و صداي خود را تغيير دهيد.
n از رفتارهايي كه موجب حواس پرتي مي شوند ، مانند زدن مداد بر روي ميز يا دست زدن به موهايتان خودداري كنيد.
n جدا سازي نكات مهم از نكات غير مهم
روح اله کشاورز متولد 57 کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی.